معنی ۱neutral · 86%
اقدام یا قانونی که برای جلوگیری از آسیب، خسارت یا رفتار ناعادلانه در نظر گرفته میشود.
مثالهای طبیعی
Encryption is an important safeguard for customer data.
رمزگذاری، اقدام حفاظتی مهمی برای دادههای مشتریان است.
Several safeguards protect workers near the machines.
چند سازوکار حفاظتی از کارگرانِ نزدیک دستگاهها محافظت میکند.
The new safeguard should reduce bullying complaints.
این اقدام حفاظتی جدید باید شکایتهای مربوط به قلدری و آزار را کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
a safeguard against abuse یعنی اقدامی برای جلوگیری از سوءاستفاده؛ داشتن safeguard لزوماً به معنی از بین رفتن کامل خطر نیست.
