معنی ۱neutral · 95%
فعالیت یا ورزش سفر با قایق، بهویژه قایقی که با بادبان حرکت میکند
مثالهای طبیعی
We went sailing on the lake yesterday.
دیروز در دریاچه قایقرانی کردیم.
Sailing is my favourite summer activity.
قایقرانی بادبانی فعالیت تابستانی موردعلاقهٔ من است.
Our sailing trip lasted three days.
سفر قایقرانی ما سه روز طول کشید.
نکتهٔ کاربردی
sailing غیرقابلشمارش است. برای یک سفر مشخص از a sailing trip استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— برای تفریح یا ورزش قایقرانی بادبانی کردن

