مناسب برای فروش یا احتمالاً جذاب برای خریداران.
مثالهای طبیعی
Only saleable fruit goes on display.
فقط میوههای قابل فروش در معرض دید قرار میگیرند.
The flat became more saleable after renovation.
آن آپارتمان پس از بازسازی راحتتر به فروش میرسید.
Their latest design is saleable at the right price.
طرح جدیدشان با قیمت مناسب قابلیت فروش دارد.
نکتهٔ کاربردی
saleable به قابلیت فروش اشاره دارد؛ on sale یعنی برای فروش عرضهشده و گاهی تخفیفخورده.
