معنی ۱formal · 86%
حرفی کوتاه، زیرکانه و اغلب طعنهآمیز در گفتوگو.
مثالهای طبیعی
His unexpected sally made everyone laugh.
نکتهپرانی غیرمنتظرهٔ او همه را خنداند.
Her sallies repeatedly unsettled the moderator.
طعنههای بامزهٔ او بارها مجری بحث را دستپاچه کرد.
With a sardonic sally, he changed the subject.
او با نکتهپرانیای تلخ و طعنهآمیز موضوع صحبت را عوض کرد.
نکتهٔ کاربردی
کاربردی ادبی و نسبتاً کمیاب در زبان امروز دارد؛ فعل جداگانهٔ sally به معنی باشتاب بیرونزدن است.
