مطبوع، پاکیزه و برای سلامتی مفید؛ بهویژه در توصیف مکانها و محیطها.
مثالهای طبیعی
They spent the summer in a salubrious mountain village.
آنها تابستان را در روستایی کوهستانی با آبوهوای سالم گذراندند.
The new neighborhood was more salubrious than the industrial district.
محلهٔ جدید از منطقهٔ صنعتی سالمتر و خوشآبوهواتر بود.
Visitors find the coastal climate wonderfully salubrious.
بازدیدکنندگان آبوهوای ساحلی را فوقالعاده مطبوع و سلامتبخش میدانند.
نکتهٔ کاربردی
توصیفی ستایشآمیز و رسمی برای محیط است و اغلب در برابر مکانهای ناسالم یا آلوده به کار میرود.
