بیرونآوردن و بازیابیِ کشتی، کالا یا تجهیزات از وضعیتی خطرناک یا آسیبدیده.
مثالهای طبیعی
Salvage began at dawn after the ferry sank.
پس از غرقشدنِ کشتیِ مسافربری، عملیاتِ بازیابی از سپیدهدم آغاز شد.
Divers coordinated salvage beneath the damaged offshore platform.
غواصان عملیاتِ بازیابی را زیرِ سکویِ دریاییِ آسیبدیده هماهنگ کردند.
The insurer covered the cost of salvage.
شرکتِ بیمه هزینهٔ عملیاتِ بازیابی را پوشش داد.
نکتهٔ کاربردی
Salvage بهمعنایِ فعالیتِ بازیابی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ salvage began درست است، نه a salvage began.
