معنی ۱neutral · 85%
مربوط به قوم سامری و سنتهای دینی یا فرهنگیِ زندهٔ آنان.
مثالهای طبیعی
The exhibition introduced several Samaritan traditions.
نمایشگاه چندین سنت سامری را معرفی کرد.
Samaritan families maintain distinctive religious customs.
خانوادههای سامری آداب دینی متمایز خود را حفظ میکنند.
She attended a talk on Samaritan manuscripts.
او در سخنرانیای دربارهٔ نسخههای خطی سامری شرکت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای فرهنگی همواره با حرف بزرگ نوشته میشود؛ good Samaritan عمدتاً گروه اسمی است، نه همین معنای صفت.
