اجازه یا تأیید رسمی برای انجام یک اقدام
مثالهای طبیعی
The project cannot proceed without official sanction.
پروژه بدون مجوز رسمی نمیتواند ادامه یابد.
The operation received government sanction after months of review.
عملیات پس از ماهها بررسی مجوز دولت را دریافت کرد.
The policy changed with the sanction of senior management.
سیاست با تأیید مدیریت ارشد تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی `sanction` یعنی تأیید و اغلب اسم رسمی غیرقابلشمارش است.
