ویژگیِ چیزی که از نظرِ اخلاقی چنان مهم و محترم شمرده میشود که نباید به آن تعرض کرد.
مثالهای طبیعی
The speakers defended the sanctity of human life.
سخنرانان از حرمتِ جانِ انسان دفاع کردند.
The ruling reaffirmed the sanctity of private correspondence.
این حکم بارِ دیگر بر حرمتِ مکاتباتِ خصوصی تأکید کرد.
Both families emphasized the sanctity of their vows.
هر دو خانواده بر حرمتِ عهدهایِ ازدواجشان تأکید داشتند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بر تکلیفِ اخلاقیِ جدی برایِ آسیبنرساندن، تعرضنکردن یا بیاعتنایینکردن به چیزی دلالت دارد.
