مکانی امن برای محافظت در برابر خطر یا مزاحمت.
مثالهای طبیعی
The shelter became a sanctuary for abandoned animals.
آن مرکز نگهداری به پناهگاه حیوانات رهاشده تبدیل شد.
She found sanctuary in the quiet library.
او در کتابخانهٔ آرام پناه گرفت.
Could this island serve as a wildlife sanctuary?
آیا این جزیره میتواند پناهگاه حیاتوحش باشد؟
نکتهٔ کاربردی
sanctuary میتواند از حیوانات، انسانها یا نیاز به آرامش محافظت کند.
