معنی ۱neutral · 90%
دانههای بسیار ریز سنگ که در سواحل، بیابانها و مکانهای مشابه یافت میشوند
مثالهای طبیعی
The children played in the sand.
کودکان در ماسه بازی کردند.
Strong winds blew sand across the road.
باد شدید ماسه را روی جاده پراکنده کرد.
There was sand inside my shoes.
داخل کفشهایم ماسه بود.
نکتهٔ کاربردی
`Sand` معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— ماسهٔ روشن یا سفید

