معنی ۱neutral · 90%
غذایی که با نان و چیزی مانند پنیر یا گوشت در میان آن تهیه میشود.
مثالهای طبیعی
I am making a cheese sandwich for lunch.
من برای ناهار یک ساندویچ پنیر درست میکنم.
She bought two sandwiches at the café.
او دو ساندویچ در کافه خرید.
The sandwich is on the kitchen table.
ساندویچ روی میز آشپزخانه است.
نکتهٔ کاربردی
برای یک مورد از sandwich و برای دو یا چند مورد از sandwiches استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— ساندویچی که داخل آن پنیر دارد

