با وجودِ دشواریهایِ احتمالی، نسبت به نتیجهای در آینده امیدوار و مطمئن بودن.
مثالهای طبیعی
Analysts remain sanguine about the company’s recovery.
تحلیلگران همچنان به بهبودِ وضعیتِ شرکت خوشبیناند.
Her sanguine outlook reassured the exhausted team.
نگاهِ امیدوارانهٔ او به آینده به گروهِ خسته اطمینانِ خاطر داد.
Despite delays, the researchers sounded more sanguine than before.
پژوهشگران با وجودِ تأخیرها خوشبینتر از پیش به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
Sanguine بیش از شادیِ ساده، اعتمادِ امیدوارانهٔ پایدار را میرساند و اغلب در برابرِ شواهدِ نگرانکننده به کار میرود.
