تقریباً بیشیره یا فاقد شیرهٔ گیاهی، معمولاً بهدلیل خشکی یا مردگی.
مثالهای طبیعی
The gardener removed several sapless twigs.
باغبان چند شاخهٔ نازک و بیشیره را برداشت.
The old branches looked completely sapless.
شاخههای کهنه کاملاً خشک و بیشیره به نظر میرسیدند.
Discard any sapless stems before arranging the flowers.
پیش از چیدن گلها، هر ساقهٔ بیشیرهای را کنار بگذارید.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیفهای ادبی استفاده میشود؛ dry در گفتوگوی روزمره معمولتر است.
