نوار بلندی از پارچه که دور کمر یا روی شانه بسته میشود.
مثالهای طبیعی
The performer wore a blue sash.
هنرمند یک شال آبی حمایل کرده بود.
They tied colorful sashes around their costumes.
آنها شالهای رنگارنگی دور لباسهای نمایشی بستند.
Was the winner given a ceremonial sash?
آیا به برنده شال تشریفاتی داده شد؟
نکتهٔ کاربردی
sash نواری پارچهای است؛ belt معمولاً باریکتر و محکمتر است.
