satiate
C2صفت/US /ˈseɪʃɪˌeɪt/ ˈsāshĭˌāt; UK /ˈseɪʃɪˌeɪt/ ˈsāshĭˌāt/
فروشناندن
JadoLearn Dictionary
معنی satiate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فروشناندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فرو نشاندن
بسنده بودن، کفایت کردن، کافی بودن
پر خوری کردن، دره تنگ، پر خوردن
زیاده روی، امتلاء
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.