چیزی را کاملاً خیس یا از مادهای پر کردن.
مثالهای طبیعی
Heavy rain saturated the soil overnight.
باران شدید طی شب خاک را کاملاً خیس کرد.
Don't saturate the cloth with cleaning liquid.
پارچه را بیشازحد با مایع شوینده خیس نکن.
Advertising has saturated the local market.
تبلیغات تمام بازار محلی را اشباع کرده است.
نکتهٔ کاربردی
در saturate with ماده، مایع یا اطلاعاتی که چیزی را پر میکند مشخص میشود.
