حالتی که مادهای دیگر نتواند مقدار بیشتری از مادهای دیگر را جذب یا در خود نگه دارد.
مثالهای طبیعی
Further sugar caused the solution to reach saturation.
افزودن شکر بیشتر باعث شد محلول به حالت اشباع برسد.
Soil saturation can damage young roots.
اشباع خاک از آب میتواند به ریشههای جوان آسیب بزند.
After days of rain, saturation left the ground unstable.
پس از چند روز بارندگی، اشباعشدن زمین از آب آن را ناپایدار کرد.
نکتهٔ کاربردی
هنگام توصیف رسیدن به حد نهایی جذب یا نگهداری، معمولاً غیرقابلشمارش است.
