معنی ۱neutral · 95%
مادهٔ غذایی مایع یا نرم که برای افزودن طعم به غذای دیگر استفاده میشود
مثالهای طبیعی
This pasta needs a little more sauce.
این پاستا به کمی سس بیشتر نیاز دارد.
She made a tomato sauce for the pasta.
او برای پاستا سس گوجهفرنگی درست کرد.
The restaurant offers several spicy sauces.
رستوران چند نوع سس تند ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای سس بهطور کلی sauce میتواند غیرقابلشمارش باشد و برای انواع مختلف از sauces استفاده میشود.

