معنی ۱neutral · 86%
بشقاب کوچک و کمعمقی که زیر فنجان قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
Place each cup on a saucer.
هر فنجان را روی یک نعلبکی بگذار.
She washed the cups and saucers.
او فنجانها و نعلبکیها را شست.
The saucer broke when it fell.
نعلبکی هنگام افتادن شکست.
نکتهٔ کاربردی
Saucer بشقاب کوچکی است که زیر فنجان قرار میگیرد؛ برای جای فنجان میگوییم on the saucer.
ترکیبهای رایج
— فنجان و نعلبکی
