حرکت بازیکن، بهویژه دروازهبان، برای جلوگیری از گلزدن حریف.
مثالهای طبیعی
The goalkeeper made a brilliant save near halftime.
دروازهبان نزدیک پایان نیمهٔ اول یک مهار فوقالعاده انجام داد.
That save kept the score level.
آن مهار باعث شد نتیجه همچنان مساوی بماند.
Our goalkeeper made ten saves in one game.
دروازهبان تیم ما در یک بازی ده مهار داشت.
نکتهٔ کاربردی
در فوتبال و ورزشهای مشابه، دروازهبانها make saves میکنند. Save بهعنوان اسم خودِ عمل مهار است؛ اما save the ball ساختار فعلی دارد.
