کسی که دیگران را از خطر یا موقعیتی دشوار نجات میدهد.
مثالهای طبیعی
The rescuer became the villagers' savior.
امدادگر به نجاتدهندهٔ اهالی روستا تبدیل شد.
She called her neighbor a savior after the breakdown.
او پس از خرابی ماشین، همسایهاش را فرشتهٔ نجات نامید.
Can one leader really be a nation's savior?
آیا واقعاً یک رهبر میتواند ناجی یک ملت باشد؟
نکتهٔ کاربردی
savior املای آمریکایی است؛ در انگلیسی بریتانیایی غالباً saviour نوشته میشود.
