لایهای خشک و سفت که هنگام ترمیم، روی بریدگی یا زخم پوست تشکیل میشود.
مثالهای طبیعی
Do not pick the scab off your knee.
دلمهٔ روی زانویت را نکن.
A small scab formed where she scratched her arm.
جایی از دستش که خراشیده بود، دلمهٔ کوچکی بست.
He had several scabs after falling on gravel.
پس از زمین خوردن روی شنریزهها، چند دلمه روی پوستش داشت.
نکتهٔ کاربردی
دلمه بخشی از روند طبیعی ترمیم زخم است؛ scar اثری است که ممکن است پس از بهبود برجا بماند.
