چیزی که متناسب با نسبت مشخصی بزرگ یا کوچک شده یا برحسب اندازه چیده شده است.
مثالهای طبیعی
The architect showed a scaled drawing of the hall.
معمار نقشهای با مقیاس مشخص از سالن نشان داد.
We used a scaled model for the presentation.
برای ارائه از ماکتی مقیاسبندیشده استفاده کردیم.
Is this map correctly scaled?
آیا مقیاس این نقشه درست است؟
نکتهٔ کاربردی
نقشهٔ scaled تناسبها را حفظ میکند؛ ماهی scaled فلس دارد.
