معنی ۱neutral · 90%
رویدادی شامل رفتار نادرست یا غیرصادقانه که باعث شوک یا خشم عمومی میشود
مثالهای طبیعی
The scandal forced two senior officials to resign.
این رسوایی دو مقام ارشد را مجبور به استعفا کرد.
A financial scandal damaged the company's reputation.
یک رسوایی مالی به اعتبار شرکت آسیب زد.
Several scandals emerged during the investigation.
در جریان تحقیقات چند رسوایی آشکار شد.
نکتهٔ کاربردی
`Scandal` معمولاً شامل رفتاری است که نادرست تلقی میشود و توجه یا انتقاد شدید عمومی را برمیانگیزد.

