آدمکی در مزرعه برای ترساندن پرندگان.
مثالهای طبیعی
The farmer built a scarecrow beside the corn.
کشاورز کنار ذرتها مترسکی ساخت.
Crows ignored the colorful scarecrow.
کلاغها مترسک رنگارنگ را نادیده گرفتند.
Could another scarecrow protect these seedlings?
آیا مترسکی دیگر میتواند از این نشاها محافظت کند؟
نکتهٔ کاربردی
scarecrow اسم قابلشمارش آدمکی است که برای محافظت از محصول میگذارند.
