معنی ۱neutral · 86%
تکه پارچهای بلند که دور گردن، سر یا شانهها پوشیده میشود.
مثالهای طبیعی
She wrapped a scarf around her neck.
او شالگردنی دور گردنش پیچید.
We packed two warm scarves.
دو شالگردن گرم با خودمان برداشتیم.
Is the blue scarf on the chair yours?
آن شالگردن آبی روی صندلی مال توست؟
نکتهٔ کاربردی
Scarves شکل جمع رایجتر است؛ شال میتواند برای گرم ماندن یا زیبایی پوشیده شود.
ترکیبهای رایج
— شالگردن پشمی
