معنی ۱neutral · 95%
ایجادکنندهٔ ترس یا باعث ترسیدن شدن
مثالهای طبیعی
The film was scary at first.
فیلم در ابتدا ترسناک بود.
We heard a scary noise outside.
صدای ترسناکی بیرون شنیدیم.
The forest became scarier after dark.
جنگل بعد از تاریک شدن ترسناکتر شد.
نکتهٔ کاربردی
scary چیزی را توصیف میکند که ترس ایجاد میکند؛ scared شخصی را توصیف میکند که احساس ترس دارد.

