scatter
C1اسم/US /skˈætɚ/ SKĂT-ər; UK /skˈætɚ/ SKĂT-ər/
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
JadoLearn Dictionary
معنی scatter به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ازهم پاشیدن
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.