معنی ۱neutral · 90%
فردی که موضوعی را عمیق مطالعه میکند و دانش تخصصی دانشگاهی دارد
مثالهای طبیعی
She is a respected scholar of medieval history.
او پژوهشگر برجستهٔ تاریخ قرون وسطی است.
Scholars from several countries attended the conference.
پژوهشگرانی از چند کشور در کنفرانس شرکت کردند.
The scholar argues that the document was altered.
این پژوهشگر استدلال میکند که سند دستکاری شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Scholar` از `student` رسمیتر و دانشگاهیتر است و معمولاً بر تخصص یا پژوهش جدی دلالت دارد.

