معنی ۱neutral · 95%
در یک بازی یا رقابت امتیاز یا گل به دست آوردن.
مثالهای طبیعی
Mina scored a goal.
مینا یک گل زد.
He scored twenty points.
او بیست امتیاز گرفت.
She scored well in the exam.
او در آزمون نمرهٔ خوبی گرفت.
نکتهٔ کاربردی
برای امتیاز یا گل در بازی و نتیجه در آزمون از score استفاده کن.
ترکیبهای رایج
score a goal — یک گل به ثمر رساندن

