آسیب یا خراش کوچکی که از کشیده شدن چیزی روی سطحی زبر ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
The fall left a scrape on her knee.
افتادن، خراشی روی زانوی او به جا گذاشت.
I noticed two scrapes along the door.
دو خراش روی در دیدم.
The scrape should heal within a few days.
این خراش باید ظرف چند روز خوب شود.
نکتهٔ کاربردی
خراش معمولاً آسیب سطحی است و لزوماً با کبودی یا شکستگی همراه نیست.
