کوچک اما مصمم و آمادهٔ مقابله با دشواریها.
مثالهای طبیعی
The scrappy team fought until the final whistle.
تیم جنگنده تا سوت پایان مبارزه کرد.
Her scrappy approach impressed the investors.
شیوهٔ سرسختانهٔ او سرمایهگذاران را تحتتأثیر قرار داد.
Can a scrappy startup challenge established rivals?
آیا یک استارتاپ کوچک و جسور میتواند با رقیبان جاافتاده رقابت کند؟
نکتهٔ کاربردی
scrappy میتواند تحسینکنندهٔ پشتکار باشد، اما گاهی کار نامرتب را نیز توصیف میکند.
