پوست خود را با ناخن مالیدن، معمولاً چون احساس خارش یا ناراحتی دارد
مثالهای طبیعی
Try not to scratch the insect bite.
سعی کن جای نیش حشره را نخارانی.
She kept scratching because her skin was itchy.
چون پوستش میخارید، مدام خودش را میخاراند.
He scratched at his neck throughout the evening.
او تمام شب گردنش را میخاراند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً با ناخن و احساس خارش یا تحریک پوستی مرتبط است.
