معنی ۱neutral · 85%
پول یا منابع را بسیار کم خرجکردن، معمولاً بهدلیل محدودیت مالی.
مثالهای طبیعی
They scrimped and saved to buy a small flat.
آنها با قناعت و صرفهجویی فراوان پول جمع کردند تا آپارتمان کوچکی بخرند.
Never scrimp on essential building materials.
هرگز در خرید مصالح ساختمانی ضروری بیشازحد صرفهجویی نکنید.
I am scrimping to cover next month’s rent.
دارم بهسختی صرفهجویی میکنم تا بتوانم اجارهٔ ماه آینده را بپردازم.
نکتهٔ کاربردی
scrimp on اغلب حاکی از صرفهجوییِ نابجاست؛ scrimp and save بر قناعت طولانیمدت تأکید میکند.
