احساسِ تردید و ملاحظهٔ اخلاقی که شخص را از انجامِ کاری محلِ تردید بازمیدارد.
مثالهای طبیعی
She had scruples about signing the inaccurate declaration.
او دربارهٔ امضاکردنِ اظهارنامهٔ نادرست دغدغهٔ وجدانی داشت.
The broker showed no scruple about deceiving clients.
کارگزار برایِ فریبدادنِ مشتریان هیچ ملاحظهٔ اخلاقیای نشان نداد.
One lingering scruple prevented him from changing the will.
یک تردیدِ اخلاقیِ باقیمانده نگذاشت او وصیتنامه را تغییر دهد.
نکتهٔ کاربردی
Scruples در جمع اغلب همراه با have یا no میآید؛ عبارتِ غیرقابلشمارشِ without scruple هم رایج است.
