معنی ۱neutral · 90%
اثر هنری سهبعدی ساختهشده از سنگ، فلز، چوب یا مادهای دیگر
مثالهای طبیعی
The museum displayed a bronze sculpture.
موزه یک مجسمهٔ برنزی را به نمایش گذاشت.
A large sculpture stands near the entrance.
یک مجسمهٔ بزرگ نزدیک ورودی قرار دارد.
She created a sculpture of a horse.
او مجسمهای از یک اسب ساخت.
نکتهٔ کاربردی
این معنیِ مربوط به یک اثر هنری مشخص قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— مجسمهای ساختهشده از برنز

