با قدمهای کوتاه و عجولانه بهسرعت رفتن.
مثالهای طبیعی
Mice scurried under the shelves.
موشها بهسرعت زیر قفسهها دویدند.
Staff scurried to prepare the room.
کارکنان برای آماده کردن اتاق با شتاب اینطرف و آنطرف میرفتند.
Why did everyone scurry away so suddenly?
چرا همه ناگهان با عجله فرار کردند؟
نکتهٔ کاربردی
scurry معمولاً جنبوجوش عجولانه، بهویژه با قدمهای کوتاه را میرساند.
