آلوده به فساد، بیاخلاقی یا فعالیت غیرقانونی و ازاینرو ناخوشایند و ناپسند.
مثالهای طبیعی
The film exposes the seamy side of the tourist trade.
این فیلم روی پنهان و فسادآلود صنعت گردشگری را آشکار میکند.
Reporters uncovered a seamy network of illegal gambling.
خبرنگاران شبکهای پنهانی و فسادآلود از قمار غیرقانونی را کشف کردند.
His memoir reveals how seamy the industry became.
خاطرات او نشان میدهد آن صنعت تا چه حد به فساد کشیده شده بود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در ترکیب the seamy side of something میآید؛ برای توصیف درزهای قابلمشاهدهٔ پارچه، صفت معمولی نیست.
