معنی ۱neutral · 95%
تلاشی برای پیدا کردن شخص، چیز یا اطلاعات
مثالهای طبیعی
I did a quick search for cheap flights.
یک جستوجوی سریع برای پروازهای ارزان انجام دادم.
The search for my keys took twenty minutes.
جستوجوی کلیدهایم بیست دقیقه طول کشید.
Recent searches appear at the top of the page.
جستوجوهای اخیر در بالای صفحه ظاهر میشوند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از شخص، چیز یا اطلاعاتی که میخواهی پیدا کنی از search for استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— تلاش برای پیدا کردن چیزی

