کسی که بهدلیل تکانهای قایق یا کشتی حالش بد میشود، بهخصوص دچار تهوع میشود.
مثالهای طبیعی
I got seasick halfway across the channel.
در نیمهٔ مسیر عبور از آبراه دریازده شدم.
My brother often feels seasick on boats.
برادرم اغلب در قایقها دچار دریازدگی میشود.
Several seasick passengers sat quietly below deck.
چند مسافر دریازده، ساکت زیر عرشه نشسته بودند.
نکتهٔ کاربردی
برای حالت تهوع هنگام سفر روی آب از seasick استفاده کنید؛ برای خودرو carsick و برای هواپیما airsick کاربرد دارند.
