معنی ۱neutral · 85%
از نظر ایمنی و وضعیت فنی، برای سفر دریایی بهاندازهٔ کافی مناسب و سالم.
مثالهای طبیعی
Inspectors declared the fishing boat seaworthy.
بازرسان اعلام کردند قایق ماهیگیری برای دریانوردی ایمن است.
The yacht was no longer seaworthy after the storm.
پس از توفان، قایق تفریحی دیگر برای سفر دریایی مناسب نبود.
Only seaworthy vessels qualify for this policy.
فقط شناورهای دارای صلاحیت دریانوردی مشمول این بیمه میشوند.
نکتهٔ کاربردی
seaworthy وضعیت واقعی و ایمنی شناور را بیان میکند؛ seagoing ممکن است صرفاً به کاربرد دریاییِ موردنظر آن اشاره کند.
