معنی ۱neutral · 90%
واحدی از زمان که برابر با یکشصتم دقیقه است.
مثالهای طبیعی
She finished the race in thirty seconds.
او مسابقه را در سی ثانیه تمام کرد.
Wait a second, please.
لطفاً یک لحظه صبر کن.
The light stays on for ten seconds.
چراغ به مدت ده ثانیه روشن میماند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک واحد زمان از second و برای بیشتر از یکی از seconds استفاده کنید. در عبارت wait a second معمولاً منظور یک زمان خیلی کوتاه است، نه دقیقاً یک ثانیه.
ترکیبهای رایج
— مدت زمان بسیار کوتاه

