معنی ۱neutral · 86%
بهگونهای که دیگران از آن خبر نداشته باشند.
مثالهای طبیعی
We secretly planned a birthday party for Dad.
ما مخفیانه برای تولد پدر جشن برنامهریزی کردیم.
She secretly applied for a new job.
او مخفیانه برای شغل جدیدی درخواست داد.
He bought the gift secretly and hid it.
او هدیه را مخفیانه خرید و پنهانش کرد.
نکتهٔ کاربردی
Secretly یعنی بدون اطلاع دیگران؛ privately ممکن است فقط به دور از توجه عمومی معنا دهد، نه لزوماً پنهانی.
ترکیبهای رایج
— برنامهریزی مخفیانه
