معنی ۱neutral · 90%
محافظت از افراد، مکانها، اطلاعات یا داراییها در برابر خطر یا جرم
مثالهای طبیعی
Airport security checked our bags.
بخش امنیت فرودگاه کیفهای ما را بررسی کرد.
The company improved security around the entrance.
شرکت امنیت اطراف ورودی را افزایش داد.
Strong passwords improve online security.
رمزهای عبور قوی امنیت آنلاین را افزایش میدهند.
نکتهٔ کاربردی
`Security` در این معنیِ حفاظتی معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— سیستمی برای محافظت از یک مکان یا اطلاعات

