گفتار یا رفتاری با هدفِ تشویقِ مقاومت یا شورش علیهِ اقتدارِ حکومتِ مستقر.
مثالهای طبیعی
Prosecutors alleged sedition following calls to overthrow the government.
پس از فراخوانهایی برای سرنگونیِ دولت، دادستانها اتهامِ تحریک به شورش مطرح کردند.
The statute defines sedition more narrowly than ordinary protest.
آن قانون تحریک به شورش را محدودتر از اعتراضِ عادی تعریف میکند.
The historian distinguished sedition from outright insurrection.
مورخ میانِ تحریک به شورش و قیامِ آشکار تمایز گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح ممکن است بهعنوانِ اتهامِ کیفری به کار رود، اما دامنهٔ آن در نظامهایِ حقوقی متفاوت است. مخالفتِ مسالمتآمیز با حکومت در همهجا بهخودیِخود sedition محسوب نمیشود.
