دیدن یا متوجه شدن یک شخص، چیز یا مکان با چشم.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دیدن
Deutsch
sehen
Հայերեն
տեսնել
tesnel
مثالهای طبیعی
I see a bird in the tree.
یک پرنده را روی درخت میبینم.
She sees her friend at school.
او دوستش را در مدرسه میبیند.
