معنی ۱neutral · 90%
بخش کوچکی از گیاه که میتواند گیاه جدیدی از آن رشد کند
مثالهای طبیعی
She planted tomato seeds in small pots.
او بذرهای گوجهفرنگی را در گلدانهای کوچک کاشت.
The seed began to grow after a week.
دانه پس از یک هفته شروع به رشد کرد.
Remove the seeds from the pepper.
دانههای فلفل را خارج کن.
نکتهٔ کاربردی
`Seed` قابلشمارش است: `one seed`، `many seeds`.
ترکیبهای رایج
— دانهها را برای رشد در خاک کاشتن

