معنی ۱neutral · 86%
فاقد دانه، بهویژه برای توصیف میوه.
مثالهای طبیعی
I bought seedless grapes for the children.
برای بچهها انگور بیدانه خریدم.
These oranges are seedless and easy to eat.
این پرتقالها بیدانهاند و خوردنشان راحت است.
The store sells seedless watermelon in summer.
این فروشگاه تابستانها هندوانهٔ بیدانه میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
Seedless یعنی بدون دانهٔ رشدکرده؛ در مقابل seeded میوهٔ دانهدار است. more seedless ترکیب طبیعیای نیست.
