شدیداً خشمگین بودن، بهویژه وقتی خشم آشکارا ابراز نمیشود.
مثالهای طبیعی
She seethed with anger after the unfair decision.
او پس از آن تصمیم ناعادلانه از خشم در خود میجوشید.
He was seething at the accusation.
او از آن اتهام سخت خشمگین بود.
I still seethe when I remember his insult.
هنوز هم وقتی توهینش را به یاد میآورم از خشم میجوشم.
نکتهٔ کاربردی
seethe اغلب خشمِ درونی و جوشان را میرساند، نه لزوماً فریادزدن یا رفتار خشونتآمیز را.
